Home » Archives by category » هنر و ادبیات » شعر

دو شعر از ذکیه علی

رنگ آبی چه هیاهوست این شهر کوچه ها پر از گرد و غبارِ دلتنگی کودکان با صورت خاکی دست در گردن همدیگر اما دور از شادی طفلانه فکر فردایند آن یکی گوید تو میدانی: رنگ آبی چه رنگیست؟ این یکی: رنگ آبی! رنگ مادرم است رنگ عشق و دوستی رنگ صلح و آشتی اما مادرم […]

Share Button

تو خواب بودی ……………….. ساعت درست دوازده بار نواخت تو هنوز در خواب بودی ودنیایت را کابوس ها می بلعیدند تو خواب بودی و دهکده ات بیست ویک بار درست بیست و یک بار زیرو رو شد عقربه های زندگی به شدت چرخیدند و نیاز ها سر به آسمان کشیدند تو خواب بودی و اینگار […]

Share Button
Continue reading …

بانو فرار کن!

No Comment

شعری از: بصیر آهنگ تقدیم به دانشجویانی که جان شان را در حمله تروریستی امروز کویته از دست دادند. بانو ببین تبر صد شاخه صد گل وصد لاله عشق را از لابلای باغ ستمدیده وحزین باچشم کور وجهل درید وبرید وبست امید و آرزوی در ختان سبز را بانوببین، تبر صیاد سنگدل با بی رحمی […]

Share Button
Continue reading …

 سه شعر از مینا نصر ۱) رهایت کردم تورا وخطوط مبهم پیشانی ات را که رنج هزار خورشید را حک می کند وآغوش گرمی است برای رویاهای تفتیده وکبوتران پریده رنگ دیگرنامت خاطره ات عبورم نمی دهندازلابلای شاخه های درختان خوشه های انگور دیگردرانتظار دستان تونیست دیگر خش خش گامهایت سکوت خفه باغ را نمی […]

Share Button
Continue reading …

“زهرا زاهدی” “طرح تبسم” در صورتت  افتاده تا طرح تبسم آتش…تلاطم…هی  تلاطم …هی تلاطم گلدوزی پیراهنت، الهام شعر است مثل کبوتر گیجم از رویای گندم در تلخی ِ بادام ِ چشمت  داده ام جان شیرین غم های توام ، لیلای مردم مستم چرا بوی تو را آورده باران؟ پیمانه ویرانی ام را بار چندم؟ می […]

Share Button
Continue reading …

 ۳۲۵ شاعر به شمول برندگان جایزه نوبل، پولیتزر، جوایز بین قاره ای و جوایز ملی و همچنین گردانندگان فستیوال های بین المللی شعر و دبیران انجمن های قلم و کانون های نویسندگان از ۹۳ کشور جهان، نامه ای را به رهبران جهان نوشته اند و خواستار روی دست گرفتن اقدامات مناسب برای پایان دادن به […]

Share Button
Continue reading …

خاک مرده

۳ Comments

شعری از مریم احمدی “خاک مرده” کویته شهر دفن آرزوهای پدرجان شد بنای نقشه های مادرم با خاک یکسان شد غمت بر دوش خواهر، تلخی یک عمر دلتنگی عروس نوجوانت بیوه شد، دنیاش ویران شد کویته خون تازه، خاک مرده، آه می دانی که این کشتار تازه باز هم با نام قرآن شد بهشت و […]

Share Button
Continue reading …

زن

No Comment

فرشته بیگم ضیایی زن گرمی آتش بر افروخته زنان هرات پوست بدنم را میسوزاند خون گوشهای بریده شده دخترک قندهار از شقیقه هایم فوران میکند و ناموس سلاخی شده ام با شکیلا در بامیان به گور میرود بدن سوراخ سوراخ شده زنی هستم در سرپل جسم بدار آویخته شده زن دیگری در هلمند تن شاریدهء […]

Share Button
Continue reading …

ماهی مرده

No Comment

شعری از زهرا حسین زاده به کشتگان غریب کویته: “ماهی مرده” قرار چیز دیگری بود شیرعلی دیده بودی پا به ماهم حلوای آخر صفر مانده و آن همه بیرق سیاه می‌خواستم جمع شود از کوچه‌ها‌ی اول الغو چطور مخته‌ کنم با تخته‌ها و میخ‌های آن گهواره ناتمام که حالا تو در آن به خواب رفته‌ای […]

Share Button
Continue reading …

انفجار بودا

No Comment

دو شعر از بسی گل شریفی “انفجار بودا” خانه نشسته ام غرق روزمرگی ها در فیس بوک به جوک جدیدی که آمده می خندم _بـــــــُمـــــــبــــــــــــــــ درها می لرزند خانه می لرزد ترک بر می دارد شیشه ها _آه پسرانم! زنگ می زنم بر نمی دارد زنگ می زنم بر نمی دارد _الو چه خبر شده؟ […]

Share Button
Continue reading …