Home » Archives by category » هنر و ادبیات » داستان

بر سر دو راهی

نویسنده: زهرا یگانه خودم هم نمی دانستم که با آرایش اینقدر تغییر می کنم. از دیدن چهره ام لذت می برم چرا تا به حال امتحان نکرده بودم؟ هیجان خاصی دارم احساس خوب وشیرین ولی توام با ترس. دوباره جلوی آینه می نشینم.نمی دانم چی کنم. دو دلی عجیبی دارم . امروز اولین روزی است […]

Share Button

نویسنده: مرجان عنابی ساعت دو بعد از ظهر را نشان میدهد و آفتاب روزهای اول سرطان با تمام قدرتش می تابد، اما دخترک چنان با غرور و حس مالکیت راه میرود که کاملا فراموش کرده واقعا نیاز به آب دارد. فقط دو هفته می شود از مهاجرت برگشته. با هربار تماس پاهایش با زمین احساس […]

Share Button
Continue reading …

داستانی از تینا محمد حسینی  شب ادراری‌هایم شروع شده. مادرم عقیده دارد به خاطر ماه‌های آخر بارداری است. اما من می‌دانم دلیل دیگری دارد. ساعت زنگ دار را تنظیم کرده‌ام که هر دو ساعت به دو ساعت زنگ بزند تا بیدار شوم و بروم دست‌شویی، قبل از اینکه جایم را خیس کنم. ساعت زنگ می‌زند. […]

Share Button
Continue reading …