نسل کشی هزاره ها از گذشته تا به امروز

نویسنده: سیما سحر

کشتار دسته جمعی یا قتل عام، به هر دلیلی که باشد جرم و عمل غیر انسانی پنداشته می شود. نسل کشی هزاره ها نیز یک امر تازه نیست، بلکه ریشه ی آن بر می گردد به چندین دهه قبل که برای مردم ما فراموش ناشدنی است.

نگاهی به گذشته:

وقتی قتل عام مردم هزاره و ظلم و ستم برآنان را از یک قرن بدین سو بیبنیم، جز لکه ننگ برعالم بشریت چیزی دیگر به نظر نمی رسد. این قوم، در طول تاریخ هرنوع تبعیض و آوار گی را متحمل شده اند، که آغازخشونت بر این مردم با روی کار امدن حکومت عبدالرحمان جابر روا داشته شده است. عبدالرحمن درسال ۱۸۸۰ به قدرت رسید. اوقوم پشتون را برغیرپشتون ودرمیان آن قبیله خویش (بارکزایی) را برهمه ترجیح می داد. او از شروع حکومت اش به سیاست های نفاق افکنانه میان همه مردم افغانستان پرداخت. این سیاست با مخالفت قوم هزاره مواجه شد و بالاخره او فرمان با این قوم را صادرکرد. این جنگ ده سال طول کشید، و درجریان این جنگ، مردم هزارستان خسارات مالی و جانی جبران ناپذیر را متحمل شدند.

525735_455306544540578_106050813_n1-250x200

 عبدالرحمن پس ازچندین شکست سخت، که ازطرف هزاره ها درهنگام جنگ ها خورده بود، جنگ را رنگ مذهبی داد و با کمک ملاهای درباری آن زمان فتوایی تکفیرهزاره ها را صادرکرد. دراین جنگ، سرانجام هزاره ها شکست خوردند. بعد از این شکست، غیرانسانی ترین برخورد با هزاره ها صورت گرفت. تعداداز اسیران جنگی و مردم عادی رابا بدترین حالت از بین بردند و یا بدترین نوع شکنجه را بر آنان روا داشتند. قرارآمارهای نشر شده  ۶۲ درصد مردم هزاره در این دوره بقتل رسیده و هزاران نفر دیگر مجبور به ترک خانه و کاشانه خود شده اند. چنانچه که درکتاب “تاریخ هزاره ها از قتل عام تا احیای هویت” ذکر شده است، ازهرده نفر هزاره ای که بعد از قتل عام و اعلام فرمان برد گی هزاره ها از سوی عبدالرحمن ” راه دیارغربت را در پیش گرفتند تا رسیدن به کشورهای همسایه، صرف یک نفر جان به سلامت برده است. بقیه درمسیر راه از سوی مردمان مرزدار، تشنگی، گرسنگی وحیوانات درنده و غیره تلف شده اند. همین یک نفر از ده نفر موجب پیدایش جمعیت زیادی از آورگان هزاره را در آسیای میانه  ایران و هند و یا پاکستان امروز تشکیل می دهند .

شکل قضایای فوق الذکر را ما اکیدآ بشکل عریان و ملموس دردهه هفتاد خورشیدی که مطابق به دهه نود میلادی بوده است تجربه کرده ایم. بعد از پیروزی مجاهدین درهشت ثورسیزده صدوهفتادویک (۸/ثور/۱۳۷۱) در کابل وقبل ازشروع درگیری میان آنها، قرار بود که سران احزاب جهادی گردهم آمده و در رابطه با تشکیل دولت اسلامی با اشتراک تمامی نمایندگان مردم این سرزمین به تفاهم برسند. اما، دیری نپایید که نیروهای متعلق به ایدیولوژی سنی مبنی بر تحریک خصمانه کشور های عربی در انکار از شناخت گروه های متعلق به ایدیولوژی شیعی دعوت شده و قبل از نشست در شهر پیشاور پلان حذف انها ازصحنه سیاست های داخلی کشور را در دست گرفته وتاریخ، یکبار دیگر در حال منکر شدن از هویت و موجودیت قوم هزاره قرار گرفت. تعدادی از رهبران جهادی در پشاورگفته بودند که در افغانستان ما هزاره نداریم و این قوم در داخل قلمرو کشورما با اهل هنود یکسان و مهاجر هستند.

قتل و غارت جان و مال هزاره ها در طول تاریخ و سی سال جنگ در افغانستان بی نظیر بوده است. هر کسی به نوبه خود تلاش و کوشش های نهایی برای حذف هویت شان نمود که این فاجعه قتل عام هزاره ها، در شرایطی که دموکراسی و حقوق بشر درهمه جا بشکل رایج قرار گرفته است بازهم ما را با همین روال توتالیتاریزم، استبداد و تمامیت خواهی روبرو کرده است. حملات تروریستی درشهرکویته پاکستان تازه ترین نمونه جنایات و نسل کشی علیه مردم هزاره است.

هزاره های پاکستان و شرایط  مطلوب:

 هزاره های ساکن درکشورپاکستان، بازماند گان کوچ اجباری وجنایات عبدالرحمان خان استند و تقریبآ پانزده درصد جمعیت ساکن ایالت کویته بلوچستان را تشکیل می دهند. این ایالت، اساسآ یک ایالت قبیله ای بوده واقوام مختلف  با فرهنگ و زبانهای گونا گون که هر کدام ارزش خود را دارددر آن زندگی می کنند. ورود هزاره ها ، بیشتر دراین ایالت از سال ۱۸۸۱ میلادی به این سو آغاز گردیده است که در دو محله ی بنام، مری آباد و هزاره تاون سکونت دارند . اکثریت مردم هزاره در کویته پاکستان شیعه مذهب هستند. روش زیست این قوم از شیوه خاص خودش برخوردار است که در تاریخ کشور پاکستان جز صادق بودن، عدالتخواهی و وفاداری چیزی دیگری از ایشان تعریف نشده است.  تلاش های شان در ارتباط با موضوعات  تعلیمی، تربیت های اخلاقی، فرهنگی و امورات اجتماعی در تمامی عرصه ها ثابت بوده است. بنا بر این تذکرات، توانستند که روند رسیدن به رفاه و آسایش زندگی شانرا در کنار سایر اقوام مختلف ساکن در کویته و دیگر شهرهای پاکستان کسب نموده و خودشان را در ردیف شایستگان این جامعه قرار دهند، وهمچنان سهم فعال شان را در زمینه های سیاست ، اقتصاد و امورات اداری دولت پاکستان نیز تثبیت کنند.

هزاره های مقیم در کویته، تمامی تحولات (مثبت/منفی) را سپری نموده و به مرور زمان در اثر تلاش حرکت همگرایی و همگانی را در جامعه ایجاد کنند که ثمره آن تا قبل از سالهای ۲۰۰۴ و ۲۰۰۵ نظر به وضعیت امنیتی وخواستهای اجتماعی شان قناعت بخش بود ه است. یعنی مردم در این دیار دور از هر قسم تعصب و تبعیض و فرقه گرایی کنونی در کناری همدیگر زندگی می کردند. اواخر سال ۲۰۰۶ بعد از مرگ یکی ازرهبران بلوچ بنام نواب محمد اکبرخان بکتی که در جریان حکومت جنرال پرویز مشرف در یکی از عملیات نظامی به قتل رسید، آزادی خواهان بلوچ نظر به خواست و شعار همیشگی شان دست به مبارزات مسلحانه  علیه حکومت زدند که تاثیر نهایت منفی را بر وضعیت امنیتی شهر داشت. بعد از قتل نواب بکتی، میربالاچ مری یکی از رهبران جوان دیگر جبهه آزادیبخش بلوچ در ۲۱ نومبر ۲۰۰۷ به قتل رسید. مرگ این دو رهبر و سرداران بلوچ  درگیری میان حکومت وجدایی طلبان را در این ایالت بیشتر ساخت و بر میزان خشونت ” تعصب و فرقه گرایی و فتل های زنجیره ی افزود و اوضاع امنیتی ایالت بلوچستان را بی ثبات تر ساخت. وضعیت زندگی مردم  روز به روز بد تر و فاجعه بار تر شد.

بعد از روی کارامدن حکومت اسلم ریسانی به عنوان وزیر اعلی بلوچستان وضعیت امنیتی بدتر ازقبل شد.

نمی دانم چگونه حقایق و واقعیت های تلخ تاریخ که بر مردم ما چه در افغانستان و یا پاکستان تکرار میشود را بیان کنم !

درطی سالهای حاکمیت حکومت ریسانی، مذهب وهابیت که دارای یک نوع اندیشه کور و افراطی هست، نفوذ و رشد سریع داشت و باعث ماجرا های خشونت آمیز درسرتاسر بلوچستان گردید. وهابی ها با دیگر مذاهب و فرقه های دینی  و بخصوص با شیعیان که اکثرهزاره ها متعلق به این فرقه مذهبی  هستند میانه ی چندان خوبی نداشتند. از سوی دیگر، موقعیت جغرافیای و عدم حفاظت از تعادل اعتقادات مذهبی هزاره نیز باعث شده است که بعضی از عملکردهای شان احساسات دیگران را تحریک کند و آنها را در تقابل با ایشان قرار دهد که این مسأله خود باعث دشمنی میان هزاره ها  و اقوام دیگر غیرشیعی گردید.

بخصوص، در طی سالهای اخیر مردم هزاره بارها مورد حملات تروریستی قرار می گرفتند و قربانی آن شدند، محصول همان روایت های هست که توسط  مفسرین برضد عالمان غیر شیعه تفسیر می شود و همین است که هزاره ها بعنوان پیروان مذهب شیعه، صدمه جانی و مالی جبران نا پذیر را هر روز متحمل می شوند . می توان گفت در طی این سالها بیش از هزار نفر مردم  هزاره در اثر انفجار های پیهم شهید ویا زخمی شده اند.

 تا به حال هیج گونه اقدام جدی و یا پیگیری قانونی برای جلو گیری و از بین بردن این جنایات از طرف دولت پاکستان صورت نگرفته که موجب تامین امنیت  سرتاسری و دایمی برای جوانب درگیرشده باشد. اما و اکنش های مدافعان حقوق بشر، اعتراضات و اعتصاب فعالان مدنی مردم هزاره علیه این فاجعه انسانی در نقاط مختلف جهان را نباید نادیده گرفت. دلایل و عوامل این خشونت ها را باید ریشه یابی کنیم و یک راهکار که بتواند مسأله را مسالمت آمیز به حالت عادی و معمولی آن برگرداند باید جستجو نماییم.

طوری که بلوچستان از یک سو هم سرحد مشترک  با ایران و افغانستان؛ و از طرف دیگربا ایالت های  خود پاکستان مثلا  خیبر پشتونخواه – و سند و پنجاب است، این ایالت همواره محل رقابت های منفی شورشیان بوده که توسط کشورهای عربی و ایران حمایت می شوند. این منطقه به خاطر بندر گوادر نقش و اهمیت بزرگی اقتصادی  دارد. کشورهای خلیجی به شمول ایران به هیج عنوان خواهان امنیت در این ایالت نیست و نبوده اند. می توان گفت اگر دولت پاکستان نتواند به خواستهای مردم بلوچستان پاسخ عادلانه دهد و ایران نخواهد مشکل اش را با بلوچ های خود شان حل نماید، بلو چستان میدان مناسبی برای هر گونه شورش و فرقه گرایی باقی خواهد ماند و قربانی این جنگ و فرقه گرایی ما هزاره ها که اقلیت هستیم بنابر عدم نظام سالم سیاسی دولت و نداشتن سطح آگاهی سیاسی  – اجتماعی و اشتباهات تکراری خود ما هر روز فجایع خونباری تاریخی را تجربه می کنیم. منظورم از اشتباهات تکراری ما همان روند کور کورانه تندروی مذهبی و باورهای  غیر عقلانی  همچنان قبول نکردن همد یگر در جامعه مدنی است. دیر زمانی است که ما شاهد خونبارترین صحنه های از دست دادن هزاران پیر، جوان و طفلان معصوم خود هستیم که در طی سالهای اخیر قربانی حملات متعدد تروریستان شده اند. گرایش های سیاسی و اشتباهات ما هر یک در جریان حملات و قتل های هدفمند قابل مشاهده است که میتوان تاثیر زیادی را بر بقای نسل آینده و هویت کتمان شده ما با توجه به موقعیتی که داریم، داشته باشد. چنانچه در دو حادثه المناک اخیر در کویته ما شاهد صحنه هایی هستیم که بدین شکل پرخاشگری های گروه ها و افراد تندرو و متخاصم، و  دادن شعار ها بر ضد همدیگر سرنوشت ما بدست هر اجنبی رقم  خورده و بار دیگر تاریخ گذشته تکرار خواهد شد.

نتیجه بحث:

در شرایط مطلوب، علاوه بر اینکه امنیت یکی از مهم ترین عوامل برای هر گونه پیشرفت در یک کشور یا جامعه است ما نیاز به  یک پایگاه مستحکم سیاسی اجتماعی ودر ضمن آگاهی کامل و طولانی مدت داریم تا قدرت مبارزه علیه هر گونه بی عدالتی  و راه بیرون رفت از فجایع را داشته باشیم، نه اینکه نیازمند به سیاست های طایفه ی و تضاد بین گروهای سیاسی  باشیم  که مردم  را دچار یک سر در گمی و خود ستیزی کنند که بد بختانه این خصلت و بیگانه پروری درما به شکل میراث تا هنوز باقی مانده است. اگر ریشه چنین تضاد های قومی و افراطی نابود نگردد شرایط زندگی برما هر روز تنگ تر شده و آینده مارا به بن بست خواهد کشانید. میدان سود جویان و تروریستان که بنامهای مختلف مثلا لشکر جهنگوی ” سپاه صحابه “طالبان  ” القاعده ” و یا درکل عبدالرحمان عصر همواره برای نابودی ما تلاش وسیع تری خواهند داشت.

منبع:

۱-تاریخ هزاره ها از قتل عام تا احیای هویت ، بصیر دولت آبادی

Share Button

One Response to نسل کشی هزاره ها از گذشته تا به امروز

  1. از چنین زنان بزرگی که با قلم و صدای خود به حمایت از حقوق از دست رفته زنان این قشر که در تاریخ همواره در رنج و سختی بوده اند برخاسته اند همه ما از جان و دل سپاسگزاری نموده آفرین میگوییم و همواره برای آنان آرزوی توفیق و پیروزی می نماییم.
    فهیمی دانشجوی ماستری حقوق بین الملل

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *