اهمیت و نقش اقتصاد

نویسنده: مرجان عنابی
در میان تمام مسائل یک جامعه، اقتصاد به عنوان یکی از مهم ترین مسائل زندگی مطرح است. اقتصاد در تمام ابعاد یک جامعه(سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و …) از اهمیت بالایی برخوردار است، زیرا استقلال جامعه و قدرت مقاومت آن در مقابل حوادث طبیعی و اجتماعی، شکوه و عظمت یک جامعه در مقابل جوامع دیگر و ثبات سیاسی آن، بستگی به حل مشکلات و رفع کمبود های اقتصادی آن جامعه دارد.
همچنین، اقتصاد از حساسیت زیادی برخوردار است، بدین معنی که یک تصمیم گیری بجا و به موقع، در باره اموراقتصادی می تواند جامعه ای را به عظمت و ترقی بکشاند، در مقابل یک تصمیم نسنجیده و حساب نشده موجب شکست نه تنها در بعد اقتصادی بلکه در خیلی از زمینه ها خواهد شد.
اقتصاد و معضلات اجتماعی:
مهمترین و به عبارت دیگر، عامل اصلی خیلی از معضلات هر جامعه ریشه درمسائل مالی دارد. به طور مثال، تحقیق درباره ی یک جامعه و مناسبات اجتماعی نشان می دهد، آنانی که از نظر اقتصادی در وضعیت مطلوبی هستند از نظر اجتماعی نیز دارای موقعیت و شرایط بهتری هستند و برعکس آنانی که از نظر اقتصادی د روضعیت نابسامانی بسر می برند. از نظر اجتماعی نیز دارای وضعیتی آشفته و بهم ریخته می باشند که تداوم این آشفتگی ها مشکلات روحی و روانی و سرانجام معضلات اجتماعی را در پی خواهد داشت.
همینطور، بسیاری از بیماریهای روحی روانی عمیقا در ارتباط با وضعیت اقتصادی افراد قرار دارند، که اگر این افراد در چنین شرایط نامناسب مالی قرار نداشتند، کمتر و بعضی ها اصلا به این نوع بیماریها مبتلا نمی گشتند.
افراد به علت عدم توانایی مالی، همواره خود را از اجتماع دور نگه داشته تا مورد کم توجهی دیگران قرار نگیرند، به همین دلیل زمانی که این فاصله به نهایت خود برسد می تواند هم برای این افراد و هم برای جامعه خطرات بسیاری در پی داشته باشد.
مثلا: اگر خانواده ای از نظر اقتصادی در شرایط مطلوبی قرار نداشته باشد، همواره سعی می کند به هر طریق ممکن از اجتماع دوری کند و اگر زمانی به ناچار در اجتماع حضور می یابد، احساس خجالت و شرمساری می نماید، که در بسیاری موارد اینگونه خانواده ها دچار آنچنان مشکلاتی می گردند که نابسامانیهای اجتماعی را پدید می آورد. این افراد دچار سرخوردگی شده و مولد حرکات ضد اجتماعی می شوند، که اجتماع ناگریز در مقابل رفتار قهر آمیز با آنان خواهد کرد.
DEM200.pvw
با توجه به مطالب فوق بر آن شدم تا در قدم اول تعریفی از اقتصاد داشته باشیم و همینطور آشنایی اندکی در باره ای نظامها و مکاتب اقصادی جهان در دوره های مختلف.
اقتصاد چیست؟
اقتصاد- میانه نگاه داشتن، میانه روی در هرکاری. علم اقتصاد، عبارت از علم به مجموع وسایلی است که برای رفع نیاز مندیهای مادی بشری از آن استفاده می شود.(۱)
میانه روی در هر کاری، رعایت اعتدال در دخل و خرج، میانه روی در هزینه ها. علم اقتصاد، یکی از رشته های علوم اجتماعی است که در باب کیفیت فعالیت مربوط به دخل و خرج و چگونگی روابط مالی افراد جامعه با یکدیگر و اصول و قوانینی که بر امور مذکور حکومت می کند و وسایلی که باید در عمل با توجه به مقتضات زمان و مکان اتخاذ شود تا موجبات سعادت و ترقی جامعه و رفاه و آسایش افراد آن تامین گردد، بحث می کند.(۲)
به هر حال، اقتصاد دانان تعاریف گوناگونی ارائه دادند.
ارسطو- علم اقتصاد یعنی مدیریت خانه.
آدام اسمیت- اقتصاد، علم بررسی ماهیت و علل ثروت ملل است.
استوارت میل- اقتصاد، عبارت است از بررسی ماهیت ثروت از طریق قوانین تولید و توزیع.
ریکارد- اقتصاد علم است.
آلفرد مارشال- اقتصاد، عبارت است از مطالعه بشر در زندگی شغلی و حرفه ای، به عبارت دیگر: علم اقتصاد بررسی کردارهای انسانی در جریان عادی زندگی اقتصادی یعنی کسب درآمد و تمتع از آن برای تربیت دادن زندگی است.
خلاصه، انسان با توجه به تمایلی که به رفع نیازهای خود دارد، سعی می کند که با صرف حد اقل تلاش یا هزینه، حد اکثر نتیجه را به دست آورد. این راه و روش، اصل اقتصاد نامیده شده است و فرد تحت تاثیر هر مشرب خاصی که باشد، لازم است بر مبنای این اصل رفتار کند. بنابراین، اقتصاد علمی است که رفتار و رابطه انسان را با اشیای مادی مورد نیاز او که به رایگان در طبیعت نمی یابد، مطالعه می کند. مطالعه اقتصاد باید درک، بیان و تا حدی پیش بینی رفتاری انسان را امکان پذیرسازد. این مطالعه باید به بهبود رفاه مادی فردی و اجتماعی بشر کمک کند، بنابراین، می توان ادعا کرد که اقتصاد قبل از هرچیزی به تجزیه و تحلیل و توضیح شرایط و روابطی که در قلمرو رفاه مادی قرار دارد، می پردازد. اقتصاد بر خلاف علوم طبیعی علم محض نیست، بلکه مجموعه ی اصول و قواعدی است که تحت تاثیر اراده ای بشری قرار می گیرد.
نظام اقتصادی:
نظام اقتصادی، عبارت از طرح هماهنگی که خطوط اصلی ارزشهای مورد نظر یک مکتب را در زمینه عدالت اجتماعی از بعد اقتصاد نشان میدهد و مایه تمیز یک مکتب از این بعد با سایر مکتب ها می گردد، احیانا جهت گیری یک جامعه را تعیین می کند.
نظام اقتصادی نشانگر این است که یک جامعه از نظر اقتصادی چه خواصی را باید تعقیب کند تا بتواند نیازمندی های همه را تامین کند.
الف- مکتب کینز: اقتصاد کینزی یا کینز گرایی نظریه ای در اقتصاد کلان است که بر پایه ایده های اقتصاددان انگلیسی “مینارد” بنا شده است.
اقتصاددانان کینزی گرا استدلال می کنند که تصمیمات بخش خصوصی گاهی اوقات ممکن است منجر به نتایج غیرکارا در اقتصاد کلان شود و بنابراین از سیاست گذاری فعال دولت در بخش عمومی حمایت می کنند.
ب- مکتب سوداگری: از قرن شانزدهم تا نیمه قرن هجدهم رواج داشت و بیشترین سهم را در ایجاد خصلت تهاجمی، خصومت، رقابت و استعمار در نظام اقتصادی سرمایه داری داشت.
ج- اخلاق گرایی اقتصادی: مهم ترین نظریات این مکتب شناختن حق لوازم زندگی برای انسان است و در پی این شناخت حق فرد برای داشتن کالاهای مورد نیاز و همچنین درآمدی که بتواند زندگی انسان را در سلسله مراتبی که خداوند مقدر نموده تامین نماید.
د- مکتب اتریش: در اوخر سده ی نوزدهم اوایل سده ی بیستم گسترش یافت. اقتصاددانان اتریشی نظریه ی ارزش نئوکلاسیک و نظریه ی ارزش ذهنی را که جریانان های اصلی اندیشه ی اقتصادی معاصر بر آنها متکی است، توسعه دادند و مسئله ی محاسبات اقتصادی که از اقتصاد نامتمرکز بازار آزاد در مقابل تخصیص منابع یک اقتصاد برنامه ریزی متمرکز دفاع می کند، مطرح کردند.
ذ- نئولیبرالیسم: در وهله ی نخست نظریه ای در مورد شیوه هایی در اقتصاد سیاسی است که بر اساس آنها با گشودن راه برای تحقق آزادی های کارآفرینانه و مهارت های فردی در چهارچوبی نهادی که ویژگی آن حقوق مالکیت خصوصی قدرتمند، بازارهای آزاد تجارت آزاد است، می توان بهروزی انسان را افزایش داد. از نظر نئولیبرالیسم، نقش دولت ایجاد و حفظ یک چهار چوب نهادی مناسب برای عملکرد این شیوه هاست. مثلا دولت باید کیفیت و انسجام پول را تضمین کند. به علاوه دولت باید ساختار و کارهای نظامی- دفاعی، قانون لازم برای تامین حقوق مالکیت خصوصی را ایجاد کرده و در صورت لزوم عملکرد درست بازارها را با توسل به سلطه تضمین کند. از این گذشته اگر بازارهایی(درحوزه هایی از قبیل زمین، آب، آموزش، مراقبت بهداشتی، تامین اجتماعی یا آلودگی محیط زیست و …) وجود نداشته باشد، آنوقت دولت باید آنها را ایجاد کند ولی نباید بیش از این در امور مداخله کند.
۱- لغات نامه معین
۲- لغات نامه دهخدا

Share Button

3 Responses to اهمیت و نقش اقتصاد

  1. Pingback: اهمیت و نقش اقتصاد(3) | سازمان بین المللی زنان هزاره

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *