اهمیت و نقش اقتصاد(۲)

نویسنده: مستوره خیرزاد

نظریه های اقتصادی
همانطور که نظریه های علمی در سایر علوم، به بررسی روابط علت و معلولی بین پدیده های مختلف در محدوده علم مورد نظر می پردازند، نظریه های اقتصادی نیز روابط علت و معلولی پدیده های اقتصادی را مورد بررسی قرار می دهند. با استفاده از نظریه های اقتصادی از یک طرف، انسان قادر به درک واقعیت های اقتصادی پیرامون خود می گردد و از طرف دیگر، انسان می تواند رخدادهای اقتصادی آینده را پیش بینی نماید. به عنوان مثال یک نظریه اقتصادی ممکن است بر این باور باشد که تغییر در حجم پول، عامل مهمی در تغییر افزایش نرخ ها است. بنابراین، نظریه مزبور برای ما از یک طرف، زمینه شناخت یکی از پدیده های مهم اقتصادی، یعنی افزایش نرخ را فراهم می نماید و از طرف دیگر، ما را قادر می سازد که با کنترل تغییر حجم پول، تغییرات مربوط به افزایش نرخ را برای سال های آینده پیش بینی نماییم. به طور کلی، نظریه های اقتصادی را می توانیم از دو دیدگاه متفاوت به صورت زیر تقسیم بندی کنیم:
دیدگاه اول: از نظر بار ارزشی حاکم بر پدیده های اقتصادی
در این دیدگاه نظریه های اقتصادی از نظر بار ارزشی حاکم بر پدیده های اقتصادی به دو دسته تقسیم می گردند:
الف- اقتصاد هنجاری (ارزشی)
اقتصاد هنجاری، شاخه ای از اقتصاد است که در رابطه با آنچه که باید باشد، بحث می کند. به عبارت دیگر اقتصاد هنجاری تحت تاثیر نظام ارزشی حاکم بر جامعه است. به عنوان مثال، در اقتصاد هنجاری، مجموعه پرسش هایی مانند: آیا برقراری نرخ بهره خوب است یا نه؟ و آیا دولت باید به فقرا یارانه پرداخت کند؟ و آیا دولت باید سیاست های مربوط به توزیع درآمد، کاهش نرخ بیکاری و کاهش افزایش نرخ را سرلوحه کارش قرار دهد؟ و همچنین برای استقرار عدالت اقتصادی از چه ساز و کارهای اقتصادی باید بهره گرفت؟ مورد بحث و بررسی قرار می گیرند.
ب- اقتصاد اثباتی (مثبت)
در اقتصاد اثباتی، واقعیت های اقتصادی موجود، بدون توجه به بار ارزشی حاکم بر پدیده های اقتصادی مورد بررسی قرار می گیرند. به عبارت بهتر در اقتصاد اثباتی، آنچه که هست مورد توجه قرار دارد. به عنوان مثال، در اقتصاد اثباتی بررسی می شود که به شرط ثابت بودن سایر شرایط، اگر نرخ بهره افزایش یابد، میزان سرمایه گذاری در جامعه کاهش می یابد یا اینکه شرط لا زم حداکثر سود برای یک بنگاه اقتصادی در شرایط رقابتی، در سطحی از تولید رخ می دهد که هزینه نهایی با قیمت کالا در بازار، برابر باشد
نقطه توجه اقتصاد بر این است که عوامل اقتصادی چگونه رفتار و تعامل میکنند و اقتصادهای مختلف چگونه کار می کنند. در همین راستا، تقسیم بندی اولیه کتابهای پایه اقتصاد میان اقتصاد خرد و اقتصاد کلان است.
الف- اقتصاد خُرد (Microeconomics)
اقتصاد خُرد، آن دسته از نظریه های اقتصادی را شامل می شود که به بررسی رفتار و تصمیم گیری های واحدهای انفرادی و کوچک اقتصادی می پردازد.
اقتصاد خُرد، مسائل اقتصادی را در محدوده کوچکی مطالعه می کند. به عنوان مثال اقتصاد خُرد نحوه فعالیت های بازارها، تعیین عوامل افت، کارایی تولید، توزیع قیمت ها، تعادل حاصل از آن و همچنین انطباق مصرف با تولید را بررسی می کند.
در این راستا، چگونگی تعیین سطحی از تولید کالا ها و خدمات که سود یک بنگاه را در بازارهای مختلف حداکثر می سازد، یا نحوه قیمت گذاری کالا به وسیله یک بنگاه و همچنین بررسی رفتار مصرف کننده در تخصیص درآمد برای خرید سبدی از کالا ها و خدمات، به طوری که بتواند بیشترین رضایت خاطر را کسب نماید، از جمله مواردی هستند که در محدوده بررسی های اقتصاد خرد قرار می گیرند. تحلیل های اقتصاد خُرد در ابعاد کوچک و فردی است که شامل دو جنبه نظری و عملی می شود. اقتصاد خُرد روش بررسی و مطالعه به صورت پیش بینی تغییرات، تصمیم گیری و برنامه ریزی، بر پایه کمیت های جزئی بوده و شامل مجموعه نظریه های اقتصادی مبتنی بر ارتباطات فردی در گروه های کوچک است. روش تحلیل متداول در اقتصاد خرد، گاهی کیفی و مبتنی بر نمایش هندسی و گاهی کمی و ریاضی است.
ب- اقتصاد کلان (Macroeconomic)
اقتصاد کلان آن دسته از نظریه های اقتصادی را شامل می شود که به بررسی رفتار واحدهای بزرگ و متغیرهای کلی اقتصادی جامعه می پردازد. در این راستا متغیرهایی مانند تولید ناخالص ملی، تراز پرداخت های بین المللی، تورم، رکود، اشتغال کامل و… در اقتصاد کلان مورد بررسی قرار می گیرند. در اقتصاد کلان رفتارهای جمعی مطالعه می شود. موضوع اقتصاد کلان تجزیه و تحلیل رفتارها، روابط و پدیده های اقتصادی در سطح گروه ها، بخش های بزرگ و کلیه مباحثی است که در سطح کلان اقتصادی مطرح است.

macro-micro-economics3_blog

به اعتقاد اکثر اقتصاددانان خُرد و کلا ن هر دو مسائل اقتصاد کل جامعه را مطالعه می کنند و تفاوت آنان به خاطر شیوه های تجزیه و تحلیل است. اقتصاد کلان مانند اقتصاد خُرد دو جنبه نظری و عملی دارد و یک روش تجزیه و تحلیل پدیده ها و فعالیت های اقتصادی بر پایه کمیت های کلی است که مجموعه نظریه های اقتصادی بر اساس روابط میان افراد و گروه ها را در برمی گیرد.
توضیع فعالیت های اقتصادی
تنوع و تباین در عوامل طبیعی، فرهنگی، فن آوری، سیاسی و وضعیت بازار موجب تفاوت در جزئیات فضایی نمونه های مربوط به فعالیت های اقتصادی می گردد. هدف در جغرافیای اقتصادی، متوجه شناخت ابعاد فضایی و تاریخی فعالیت های مربوط به تولید توزیع و مصرف است. نگرش حاکم در طبقه بندی انواع فعالیت های اقتصادی پیروی از افزایش درجه پچیدگی امور تولید کالآ وعرضه خدمات دارد. بدین وسیله فعالیت های تولیدی و خدماتی به چهار گروه طبقه بندی می گردد.
aks 3
۱- بخش کشاورزى شامل فعالیت های زراعت، جنگلدارى، ماهیگیرى، شکار و دامپرورى است. کاهش نسبت شاغلان، بخش کشاورزى را مى‌توان به‌دلیل وارد شدن ماشین‌آلات جدید کشاورزى، محدودیت زمین‌هاى کشاورزى، تمرکز سرمایه و افزایش دستمزد در دو بخش دیگر دانست.
۲-بخش صنعت شامل فعالیت‌هاى استخراج معادن و سنگ‌ها، تولیدات صنعتى ساختمان، تولید برق، گاز و آب مى‌شود.
۳- بخش خدمات شامل فعالیت های خرید و فروش کلى و جزئى، هتلدارى، حمل و نقل ارتباطات، انباردارى، خدمات و سرویس‌هاى عمومى دولتى و خصوصى است و کلاً سایر فعالیت‌هائى که نمى‌توان طبقه‌بندى کرد را به این بخش مى‌افزایند.
۴- بخش چهارم البته مربوط می شود به فعالیت های مشتمل بر خدمات ارایه شده در سه بخش مذکور توسط کارکنان مشخص و در زمینه های آموزشی و تولیدی، حمل و نقل، فروش خدمات مصرفی، فعالیت های دولتی، مدیریت ، فرآیند سازی اطلآعات و بخش تعقیقات است.
علم اقتصاد به عنوان یکی از شاخه های مهم علوم با علوم و دانش های دیگر بشری مانند حقوق، روان شناسی، جامعه شناسی، تاریخ، جغرافیا، علوم سیاسی، ریاضیات، آمار و… دارای روابط رو به گسترشی است. علم اقتصاد با علم حقوق دارای ارتباط نزدیکی می باشد، به طوری که در روابط اقتصادی، فردی و گروهی که مربوط به کار می شود، از حقوق کار یا در روابط مربوط به کسب و کار از حقوق تجارت استفاده می شود.

Share Button

One Response to اهمیت و نقش اقتصاد(۲)

  1. Pingback: اهمیت و نقش اقتصاد(3) | سازمان بین المللی زنان هزاره

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *