اهمیت و نقش اقتصاد(۵)

نویسنده: مستوره خیرزاد
مروری بر بحث در اقتصاد بازارها
در قدم اول کلمه بازار یعنی جای یا محلی است که در آن خریداران و فروشندگان براى مبادله کالا و خدمات دور هم جمع می شوند.
از دید یک اقتصاددان، بازار، شامل تمام خریداران و فروشندگانى است که در حال داد وستد کالاها یا خدمات خاصى هستند و از نظر یک بازاریاب بازار مجموعهٔ تمام خریداران امکان پذیر و واقعى است که براى یک کالا وجود دارد. لذا بازار، مجموعه‌اى از خریداران و صنعت، مجموعه‌اى از فروشندگان است.
نقش بازار در آزادی‌های سیاسی و اجتماعی
میلتون فریدمن ( اقتصاددان آمریکایی ) می‌گوید که آزادی اقتصادی شرط لازم برای ایجاد و حفظ مدنیت و آزادی‌های سیاسی است. آنها معتقدند که این آزادی اقتصادی فقط در یک اقتصاد بازارگرا و به ویژه اقتصاد بازار آزاد محقق می‌شود. اما وی گمان می‌کند که آزادی اقتصادی کافی در اقتصادهایی قابل دسترسی است که بازارهای آن از طریق قیمت‌ها و حقوق دارایی خصوصی فعالیت می‌کنند. به عقیده وی هر چه آزادی اقتصادی بیشتر باشد، آزادی‌های مدنی و سیاسی در جامعه افزایش می‌یابد. فریدمن می‌گوید: «آزادی اقتصادی برای آزادی سیاسی یک ضرورت است. اگر مردم بتوانند بدون اجبار یا دستورات مرکزی با هم همکاری کنند، حوزه عمل قدرت سیاسی کاهش می‌یابد.».
انواع بازارهای موجود در اقتصاد:
بازار رقابت کامل
بازار رقابت کامل، بازاری است که در آن تعداد خریداران و فروشندگان بسیار زیاد است. که هیچ‌ یک به تنهایی توانایی تعیین و تغییر قیمت را ندارند. در این نوع از بازار، تمامی تولیدات و کالاهای خدماتی کاملاً مطابق یکدیگر هستند. همچنین خریداران و فروشندگان در داخل و خارج شدن به بازار آزاد هستند و همگی از اطلاعات کاملی در مورد بازار (قیمت‌ها) برخوردارند. در نهایت در این نوع از بازار تحرک کامل عوامل تولید نیز وجود دارد. در چنین بازاری هر فروشنده و خریداری در قیمت تسویه‌کننده عرضه و تقاضای بازار، مبادله می‌کند. در بازار رقابت کامل ، تبلیغاتی وجود ندارد.به دلیل هم مانند بودن کالاها. شبیه‌ترین بازار به بازار رقابت کامل در دنیای واقعی را می‌توان بازار دست اول محصولات کشاورزی دانست.
شرایط بازار رقابت کامل
بازار رقابت کامل دارای شرایط خاصی است که با آنها شناخته می‌شود؛ نبودن همه یا بعضی از این شرایط ها، بازار را از حالت رقابت کامل خارج ساخته و به بازار انحصار پیوند می‌دهد:
۱- تعداد فروشندگان و یا تولید کندگان بسیار زیاد است؛
۲- کالاهای تولید شده، همانند و مشابه است؛
۳- تولیدکنندگان آزادی کامل دارند برای داخل و خارج به صنعت (یا به سهولت انجام می‌شود)؛
۴- تعداد مصرف‌کنندگان بسیار زیاد است؛
۵- اطلاعات کامل درباره بازار در دسترس است؛
۶- هزینه‌ حمل و نقل وجود ندارد؛
۷- انتقال و تحرک منابع تولید به سهولت انجام می‌گیرد؛[۳]
۸- در بازار رقابت کامل میزان تولید تاثیری بر قیمت ندارد(یعنی افزایش تولید قیمت بازار را کم نمی‌کند)؛ زیرا قیمت توسط بازار تعین مییشود .
بازار انحصار خالص
انحصار خالص حالتى است از بازار که در آن فقط یک مؤسسه تولیدى فعالیت نموده و کالایى را به‌فروش مى‌رساند که براى آن جانشین مناسبى وجود ندارد. به‌عبارت دیگر بازار کالاى مورد بحث تماماً در اختیار صاحب انحصار مى‌باشد. هیچ‌ کالاى مشابه‌اى وجود ندارد که قیمت و یا میزان فروش آن تأثیرى محسوس در قیمت پیشنهادى صاحب انحصار و یا میزان فروش او داشته باشد. کشش ارتباطى تقاضا مابین کالاى صاحب انحصار و سایر کالاها یا برابر صفر بوده و یا آن‌قدر ناچیز است که کلیه مؤسسات تولیدى در جامعه اقتصادى نسبت به آن بى‌اعتنا هستند. صاحب انحصار تصور نمى‌کند که فعالیت‌ها و اقدامات او با هر نوع عمل مقابل به‌مثل از جانب مؤسسات تولیدى در سایر صنایع مواجه گردیده و نیز فکر نمى‌کند اقدامات مؤسسات تولیدى در سایر صنایع آن‌قدر مهم باشند که او را وادار به در نظر گرفتن آنها نماید. از نظر تولید، صاحب انحصار به‌منزله یک صنعت به‌شمار مى‌رود.
رقابت انحصاری
در بازار رقابت انحصاری کالای فروشندگان بی شمار به جای اینکه با هم مشابه باشند از نظر کیفیت و یا بسته بندی با یکدیگر متفاوت است. در این بازار هدف جلب و جذب مشتری است. فروشندگان که همان واحدهای تولیدی هستند باید قیمت‌هایی را تعیین کنند که بتوانند مشتریان بیشتری را جلب و جذب کنند، زیرا در غیر این صورت مشتریان به کالاهایی با کیفیت مشابه و یا پایین‌تر، اما ارزان قیمت‌تر مراجعه می‌کنند. دراین بازار نقش تبلیغات و آگهی‌ها نمایان می‌شود و واحدهای تولیدی برای ایجاد تمایز و تفاوت میان کالاها و خدمات خود و سایر تولیدکنندگان به آگهی‌های تجارتی متوسل می‌شوند. هرچند این سازمان و شرکت‌ها هزینه‌هایی برای جلب مشتریان متحمل می‌شوند، اما پس از مدت زمان کوتاهی با سودآوری بالا این هزینه جبران می‌شود که به این ترتیب تعادل در بازار رقابت انحصاری به وجود می‌آید.
انحصار چند جانبه
ساختاری از بازار است که در آن تعداد کمی فروشنده از یک کالا وجود دارد. اگر فقط دو فروشنده وجود داشته باشد، انحصار دوجانبه داریم. اگر محصولات تولید شده مختلف باشند (مثل فولاد و سیمان) انحصار چندجانبه ی خالص داریم و اگر محصولات تولید شده با هم فرق داشته باشند ما با انحصار چند جانبه ی مجزا مواجه هستیم.
بازاربین‌المللی:
چنانچه که از نام اش معلوم است عبارت از بازاری است که در آن خرید و فروش تولیدات کالا و خدمات خارج از کشور صورت می گیرد..بازاریابی بین المللی به داد و ستد با افراد، موسسات، سازمانها و یا دولتهای کشورهای دیگر مربوط می شود.
کلید واژه ها : بازاریابی ، استراتژی ، آمیزش بازاریابی
بازاریابی بین‌المللی، در ساده ترین سطح خود خطی است که در آن یک شرکت تجارتی باید در مورد آمیزش بازاریابی دور تر از مرزهای کشورش تصمیم‌گیری کند. پیچیده‌ترین سطح آن، شامل ایجاد واحد تولیدی و هماهنگ کردن استراتژی بازاریابی شرکت در سراسر جهان می‌باشد.
طبق تعریفی دیگر، بازاریابی بین‌المللی عبارت است از انجام فعالیت‌های تجارتی برای رساندن کالا و خدمات یک شرکت به مشتریان یا مصرف‌کنندگان خود در بیش از یک کشور، به منظور کسب سود مراحل و اصول بازاریابی جنبه استاندارد و عمومی دارند و در همه بازارها و کشورها قابل اجرا هستند. تنها وجه تمایز بازاریابی داخلی و بازاریابی بین‌المللی در حوزه فعالیت آنهاست. همین تفاوت مهم مبحث جدید بازاریابی بین‌المللی را بوجود می‌آورد که از جمله مسائل مورد توجه در آن، آگاهی از مسائل کشورهای دیگر، اتخاذ استراتژی‌های مناسب برای ورود به کشورها و بازارهای مختلف و انجام اقدامات خاص در بازارهایی است که برای خارجیان تا حدی با اطمینان کمتر و ریسک بالاتر همراه است. بسیاری از تفاوتهای موجود بین بازاریابی داخلی و بازاریابی بین المللی ماهیتا” مربوط به محیط است یعنی اینکه بازاریابان اجبارا” با آن سرو کار دارند و نمی توانند آن را تغییر یا کنترل کنند که از آن تحت عنوان بعد غیر قابل کنترل بازاریابی یاد می شود.
بازارهای چندملیتی:
بازاری که درآن شرکت‌های بزرگ سیستمی را اختراع می کنند. هر گاه که منع قانونی و فرهنگی برای فعالیت آنها وجود نداشته، آنها اهمیت مرزهای ملی را به حداقل رسانده‌اند و استراتژی‌های خود را بیشتر بر حسب جنبه‌های اقتصادی جهان ایجاد کرده‌اند. این شرکت‌ها تا حدود زیادی غیر سیاسی هستند و بیشتر به منافع سهامداران خود در هر نقطه که باشند علاقه‌مندند، تا منافع یک کشور خاص، چنانچه شرکتی به فروش مواد دارویی اشتغال دارند سودآورترین روش کار این است که استراتژی خود را بیشتر بر اساس بازارهای بین‌المللی طراحی کند تا بازار خاص یک کشور، هرچند آنچه که گفته شد تنها مثالی برای روشن شدن مطلب بود.این سیستم موجب شناخت بازارهایی می‌شود که به صورت بالقوه می‌تواند محصولات شرکت را جذب کرده یا شرکت خود را با ویژگی‌های آن بازار تطبیق دهد. در این بازارها ممکن است تنها احتیاج به سرمایه‌گذاری در تسهیلات تولیدی باشد. اگر بازار موجود مناسب سرمایه‌گذاری باشد این کار باید انجام شود. عوامل سیاسی و اجتماعی چنانچه به سودآوری قضیه تاثیر داشته باشند باید مورد توجه قرار گیرد.
بنابراین بازار از بخش‌های مختلف الجنس از مصرف کنندگان تشکیل می‌شود. هدف از اینکه بازارها دسته بندی می‌شوند نیز شناسایی گروه‌های هم نیاز و هم پسند یا هم سلیقه در میان مشتریان است. در همه حال مشتریان حرف اول را می‌زنند و بازار بر اساس نظرات آنها تشکیل، تغییر و تداوم می‌یابد.
مکانیسم بنیادین بازار:
در اقتصاد مبتنی بر بازار، تصمیم گیری در باره اختصاص منابع، توسط تعداد بیشماری تولیدکننده و مصرف کننده مستقل انجام می شود. در این میان تغییر سلیقه مصرف کنندگان از جمله این مکانیسم هاست که پیدایش تغییر در سلیقه مصرف کنندگان موجب می شود تااز طریق مکانیسم قیمت ها، تخصیص منابع تولید نیز با این تغییر هماهنگ شود. در این میان شناخت بازار کالا به افراد کمک می کند تا به این امر واقف شوند که چه چیزی تولید کنند و دیگر سخن این که قیمت در بازار به منزله صدور علائم، انجام وظیفه می کند. قیمت ها با صدور علائمی سبب می شوند تا مقدار مصرف و تولید این کالا در برابر تغییرات قیمت واکنش نشان دهند.
بنابراین قیمت ها در بازار به تولیدکنندگان نشان می دهند تا چه کالا و خدماتی تولید کنند و به مصرف کنندگان تعیین می کنند خرید چه کالایی و استفاده از چه خدماتی برای آنها مقرون به صرفه است.
● مکانیزم های بازارهای بین المللی :
مکانیزم های بازارهای بین المللی با بازارهای داخلی متفاوت است. در آنها مسائلی همچون: موازنه پرداخت های بین المللی، ارز خارجی، تعرفه و سود گمرکی کالاهای وارداتی، شیوه های بسیار گوناگون امور اعتبارات، شیوه های مختلف انتقال حق مالکیت کالاها از چه طریق تجارت متقابل و شیوه های گوناگون حمل و نقل مطرح است.
وظیفه و نقش بازار در اقتصاد
در آخر ما به این نتیجه می رسیم که بازار نقش تعیین کننده سازمانده را در اقتصاد سرمایه داری بازی می کند. از طریق قیمتها و درآمدها سیگنال می دهد که کدام منابع باید تخصیص یابند و کدام تولید را باید پیشبرد و کدام را تعدیل کرد. بازار یک تضاد ذاتی و در حال حرکت سرمایه داری را حل می کند.
از یک طرف، سرمایه داری یک نظام تولید اجتماعی است که بسیار تکامل یافته و بهم وابسته است که دارای تکنولوژی بسیار پیشرفته و تقسیم کار بسیار پیچیده است. واحدهای مختلف تولید، مثلا کارخانه های فولاد و تولید کندگان کامپیوتر، همه بهم وابسته اند. هم به مثابه تامین کننده مواد خام، ماشین آلات و غیره و هم به مانند مشتری. از سوی دیگر، نظام تولیدی بسیار متفرق و منشعب است زیرا واحدهای تولیدی مختلف مالکیت خصوصی افراد یا گروه های پراکنده بوده و توسط آنها کنترل می شود. پس ارتباطات میان تولیدکنندگان آگاهانه و از پیش نقشه ریزی شده نیست و نمی تواند باشد. بلکه این حلقه های اتصال و ارتباطات خودبخودی و از روند بی انتهای مبادله شکل می گیرند. اگر چیزی به فروش رود خوب است اگر نرود، پس خرابی در کار است. اگر درآمدها بالا برود خوب است و اگر سقوط کند سرمایه دار جواب می دهد و خود را منطبق می کند. هیچ نقشه ریزی از پیش موجود نیست. پس بازار و درواقع قانون ارزش قسمت های گوناگون اقتصاد را هماهنگ می کند. اما این کار بطور غیر مستقیم در پشت سر تولیدکنندگان، صورت می گیرد. هر کدام از مالکان راه خود را طی می کنند، و سپس صبر می کنند ببینند در بازار چه می شود.
پول بر بازار سرمایه داری حکومت می کند. پول نه تنها واسطی است که از طریق آن قیمها پرداخت می شوند و کالاها بدست می آیند که در سرمایه داری پول هدف تولید است. واحدهای تولیدی به حول سود سازمان می یابند. هیچ سرمایه داری بخاطر آنکه می خواهد صابون یا چراغ ماشین تولید کند وارد سرمایه گذاری نمی شود. بلکه برای تولید پول وارد سرمایه گذاری می شود. سرمایه دار می خواهد از پروسه تولید و مبادله با پول (سود) بالاتر از آنچه گذاشته است بیرون بیاید.

Share Button

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *