چرا اعتصاب غذا؟

DSC_5450k

نویسنده: داکتر عاقله امیری

اعتصاب غذا: غذا نخوردن . امساک کردن از خوردن و آشامیدن بمنظور تهدید و ارعاب متصدیان امور برای رسیدن به امری (۱)

اعتصاب غذا، اقدام به نخوردن غذا با ارادهٔ خود شخص و در اعتراض به موضوعی است. اعتصاب غذای خشک شامل نخوردن آب و غذا است و اعتصاب غذای تر فقط نخوردن غذا است. اعتصاب غذا ممکن است همراه با تحصن و بست نشینی در مکانی انجام شود یا توسط زندانیان در زندان انجام شود.(۲)

اعتصاب غذا تاریخچه ای طولانی دارد.احتمالا اولین اعتصاب غذاها در تاریخ به جوامع ایرلندی، پیش از میلاد مسیح می رسد. دراین جوامع وقتی شخصی قرضدار، توانایی پرداخت پول را نداشته، به در خانه شخص طلبکار رفته و دست به اعتصاب غذا می زده تا طلبکار فرصت بیشتری برای ادای قرضش به او بدهد. همچنین اگر به شخصی ظلم می شده برای گرفتن حقش از این روش استفاده می کرده است. این موضوع به اصل مهمان نوازی در این جوامع برمی گردد. اگر شخصی گرسنه پشت دروازه کسی جان می داد شرمی بزرگ تا همیشه، بر صاحبخانه باقی می ماند.

در تاریخ مبارزات اجتماعی و مدنی نیز، اعتصاب غذا همواره بعنوان یکی از راههای مسالمت آمیز اعتراض در مقابل بی عدالتی ها استفاده می شده. شاید بتوان “مهاتما گاندی” را مشهورترین اعتصاب کننده غذا دانست. وی زمانی که در زندان بریتانیایی ها بود در اعتراض به قوانین بریتانیایی در هند و توقف خشونت های مذهبی، در مجموع هفده بار دست به اعتصاب غذا زد.از آنجا که وی چهره شناخته شده ای در جوامع بین المللی بود وخیم شدن وضع صحی او تاثیرات منفی ای روی وجهه جهانی بریتانیا داشت که بریتانیایی ها را مجبور به پذیرش شرایط وی می کرد.

فعالان حقوق زنان بریتانیایی-آمریکایی نیز از جمله معترضانی هستند که در طول قرن بیستم بارها برای نشان دادن اعتراضشان، در زندانهای بریتانیا دست به اعتصاب غذا زدند که می توان “ماریان والاس دونلاپ” را اولین آنها (سال ۱۹۰۹) دانست. دولت برای جلوگیری از مرگ وی، او را آزاد کرد اما در عین زمان تعداد دیگری از زندانیان نیز دست به اعتصاب زدند. این بار دولت به اجبار رو آورد و به تغذیه اجباری زندانیان پرداخت. در نتیجه این عمل چند تن از این فمینیست ها جان دادند و عده ای نیز دچار مشکلات صحی جدی شدند.(۳)

“اورلاندو زاپاتا” نیز فعال سیاسی و زندانی کوبایی بود که پس از بیش از هشتاد روز اعتصاب غذا، درگذشت. مرگ وی توجه جامعه جهانی را برانگیخت و تاثیر بسیار در روابط میان کوبا و آمریکا و انگلیس داشت.

درسال ۲۰۰۰ زندانیان سیاسی در سراسرترکیه، بصورت “چرخشی” دست به اعتصاب غذا زدند. در این نوع اعتصاب تعداد شرکت کنندگان بسیار زیاد است و پس از یک دوره جای فرد با شخصی دیگر تبدیل می شود. در پی این اعتصاب حدود صد نفر جان باختند و تعداد زیادی نیز به بیماری های لاعلاج دچار شدند.

زندانیان گوانتانامو نیز در اعتراض با آنچه “رفتار غیر انسانی” می نامیدند  و نیز”صدام حسین” رئیس جمهور دیکتاتور عراق، در اعتراض به تامین نشدن امنیت وکیلان مدافعش و اعتراض به دادگاه دست به اعتصاب زدند.

طولانی ترین زمان اعتصاب غذایی، ثبت شده در کتاب رکوردهای جهانی گینس، بمدت نود وپنج روز- از تاریخ ۱۱ آگوست تا ۱۲ نوامبر سال ۱۹۲۰- بدون تغذیه اجباری، توسط جان و پیتر کراولی، توماست دوناوان، مایکل بروک، مایکل اوریلی، کریستوفر آپتون، جان پاور، جوزف کِنی و سیان هِنسی در زندان کُرک ایرلند بوده است.

در سالهای اخیر و در پی اعتراض به سیاستهای دولت در قبال اقلیتهای دینی، قومیتها، فعالان سیاسی، اجتماعی و دانشجویی، فعالان حقوق زنان و … عده کثیری از فعالین و زندانیان در ایران نیز دست به اعتصاب زده اند. از این میان می توان به هدی صابر، که پس از ده روز اعتصاب در زندان اوین جان داد و یا اعتصاب غذای ۴۹ روزه نسرین ستوده در زندان اوین در اعتراض به ممنوع الخروج شدن دخترش اشاره کرد. وی پس از رفع این ممنوعیت اعتصاب غذایش را شکست.

DSC_5566k

اعتصاب غذا در افغانستان

پس از ختم دوره حکومت طالبان و جنگ های داخلی و با روی کار آمدن دولتی که ادعای دموکراسی داشت، مردم توقع داشتند که به خواستهایشان رسیدگی شود. دراین دوره عده ای از اعتصاب غذایی برای نشان دادن اعتراضشان استفاده کردند.

  • اعتصاب غذایی سیمین بارکزی – سیمین بارکزی نماینده سلب صلاحیت شده مردم هرات در پارلمان افغانستان، در سال ۱۳۹۰ دست به اعتصاب غذا زد. وی حذف نامش از لیست اعضای پارلمان را غیر قانونی دانسته و خواستار تشکیل یک هیات بی طرف برای بررسی موضوع بود. در این راه عده ای از دانشجویان، فعالان مدنی و اعضای پارلمان نیز با وی همراه شدند. اما پس از دوازده روز، پلیس با زور خیمه های خانم بارکزی و اطرافیانشان را جمع آوری نموده و وی را به بیمارستان انتقال دادند. گفته می شد که در بیمارستان اعتصاب خانم بارکزی را بزور شکستانده اند. اما سرانجام در روز ۲۷ میزان پس از هجده روز، با وساطت صبغت الله مجددی، به اعتصاب غذایی اش خاتمه داد.
  • اعتصاب غذایی فعالان مدنی در اعتراض به کشتار کویته: اعتصاب غذایی با حضور جمع کثیری از هنرمندان، فعالان اجتماعی، دانشجویان و فرهنگیان در اعتراض به کشتار مردم بی گناه در کویته، روز اول حوت سال ۱۳۹۱ در مقابل دفترسازمان ملل متحد در کابل آغاز شد. هرچند پلیس سعی در متفرق کردن جمعیت داشت اما موفق نشد. این اعتصاب پیرو اعتصاب فعالین اجتماعی بامیان بود که با نصب خیمه ای روبروی دفتر محلی سازمان ملل سه روز پیشتر، اعتصابشان را شروع کرده بودند. حرکتی که به یک موج جهانی تبدیل گشت و در سرتاسر جهان عده ای به آن پیوستند. این معترضین خواستار آن بودند که نهادهای بین المللی در مقابل کشتار سیستماتیک مردم هزاره در کویته واکنش جدی نشان بدهند و اعتصاب پس از آنکه حکومت پاکستان در جهت حل مشکل وعده سپرد ابتدا در کویته و سپس در کابل و دیگر شهرها پایان پذیرفت.
  • اعتصاب غذایی دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی کابل: در پی رفتارهای تبعیض آمیز و غیر آکادمیک استادان، تلاش برای از بین بردن حس مساوات و همکاری میان دانشجویان، نامناسب ساختن محیط دانشگاه توسط برخی اساتید و ریاست دانشکده، اعمال خشونت و تحقیر دانشجویان، رعایت نکردن عدالت و پایمال کردن حق دانشجویان، پس از آنکه دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی کابل بارها با ریاست دانشکده و وزارت تحصیلات عالی به تماس شده و خواهان رفع مشکل شدند و هیچ پاسخی دریافت نکردند، سرانجام به تاریخ ۳۰ ثور سال روان، در طی اعتراضی مسالمت آمیز دست به اعتصاب غذا زدند. اعتصابی که هم اکنون پس از هفت روز هیچ پاسخ روشنی دریافت نکرده است. دراین اقدام، حدود صدتن از دانشجویان شرکت کردند که با انتشار اعلامیه ای درخواستشان را از وزارت تحصیلات عالی بیان داشتند و خواستار برکنار شدن یک استاد و نیز رئیس دانشکده شدند. اقدامی که با بی توجهی سوال برانگیز از سوی مسئولان روبروشد. وزیر تحصیلات عالی “عبیدالله عبید” سفر خارجی را مهم تر از وضعیت تحصیلی دانشجویان دانسته و تا شش روز حاضر به بازگشت نشد و در این مدت دانشجویان با شرایط جسمی بد در سرک ها منتظر بودند. در حالیکه پلیس اجازه برپا کردن خیمه را به آنها نداده است و شمار کسانی که براثر ضعف و ناراحتی جسمانی به شفاخانه منتقل می شوند روز بروز افزایش می یابد. عثمان بابری از این فرصت برای تخلیه عقاید و احساسات منفی خود استفاده کرده و بدون اینکه حاضر شود سخنان دانشجویان را بشنود، آنان را عده ای “لوچک” خطاب کرد. رئیس جمهور نیز با سپری کردن ایام در سفر خارجی هند برای دریافت “کمک” و نیز پنهان شدن پشت دیوارهای کاخ بی توجهی اش را به امور داخلی کشور و مهمترین قشر جامعه یعنی دانشجویان نشان داد. دانشجویان همچنان در سرک منتظرند، وضع صحی شان بسیار نامناسب است و هر لحظه بدتر می شود. این اعتصاب که با همراهی و حمایت گروههای مختلف مردمی در داخل و خارج افغانستان، از روشنفکران و مذهبیان گرفته تا اساتید دانشگاه و مردم عادی همراه شده، می تواند به یک نقطه مهم در کارنامه دولت فعلی افغانستان تبدیل شود. شاید گرسنه ماندن پشت دروازه پارلمان که “خانه ملت” نامیده می شود و جان دادن پشت آن دروازه بنظر کاخ نشینان ما ننگ حساب نشود، اما جهان هنوز هم این رسم را با همان لکه ننگ بروی “صاحبان خانه” می شناسد.

توماس اش، رهبر قیام ایستر-که در پی یک اعتصاب غذایی در زندان شهر دوبلین درگذشت- مدتی کوتاه پیش از مرگ خود گفت: “پیروزی از آن کسانی نیست که بیشتر از همه، آدم می کشند، بلکه از آن کسانی است که بیش از همه رنج می کشند.”

پی نوشت:

۱-       لغت نامه دهخدا

۲-       دانشنامه ویکی پدیا

۳-       اخلاق پزشکی تغذیه اجباری را نادرست می داند. بیمار حق دارد از پذیرفتن هر نوع خدمات صحی، حتی اگر برای حفظ جانش باشد خود داری کند و کسی حق اعمال جبر و زور را ندارد.

————-

عکس از جواد کیا، خبرنگار آزاد

Share Button

One Response to چرا اعتصاب غذا؟

  1. I am wondering why you ignored Muhaqiq? It would have been better and fair if you could possibly mentioned him. Overall this article is indeed informative .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *