برای ریشه کن کردن خشونت علیه زنان به یک جنبش و همبستگی ملی ضرورت است

نویسنده: مرجان عنابی
افغانستان نا امن ترین جای برای زنان است، همه روزه خبرهای به ارتباط بروز انواع خشونت علیه زنان درافغانستان درصفحات مطبوعات کشورتوجه همه گان را به خود جلب می کند ویا ازطریق رسانه های شنیداری و دیداری به نشرمی رسد.
دختر دوساله به اثر تجاوز جنسی یک مرد ۲۲ ساله در هرات جان داده است، محمد سلیم باشنده ناحیه ششم هرات مادردومش(مادراندر) خود را به دلیل اختلاف خانوادگی به قتل رساند، زن جوان در ولایت بادغیس از سوی شورای محلی محکوم به مرگ شده و به ضرب گلوله کشته شد، خانم ۳۵ ساله به اسم پروین از سوی پسرش سربریده شد، زن ۲۵ ساله ی درغرب کشور(هرات) گردن زده شد، چندی پیش دومرد درشهر کندزبه جرم گردن زدن یک دخترچهارده ساله دستگیرشدند. گفته می شود که یکی ازآن ها خواستگارقربانی بوده، انیسه دختردانش آموزی که دربرنامه واکسیناسیون همکاربود هدف گلوله قرار گرفت وکشته شد و زن سی ساله دیگردرولایت( هرات) به قتل رسیدکه قاتل جسد اورا پس ازکشتن مثله کرده بود. این ها فقط نمونه های ازرویداد های است که همه روزه ازطریق رسانه ها بازتاب می یابد. اما نظر به دلایلی مختلف بسیاری ازرویداد های غم انگیزی درگوشه وکنار کشور ازدید رسانه ها به دورمی مانند.
به طور مثال: دوردست بودن بسیاری از مناطق که هیچ نوع راه مواصلاتی به آنجا وجود ندارد، ناامنی بسیاری از شهرستان ها به دلیل حضور طالبان، سنتی و بسته بودن جامعه افغانستان و… زنان نه تنها کشته می شوند بلکه همه روزه مورد ضرب و شتم قرار می گیرند، زندانی می شوند، قطع عضو، اعمال گرسنه گی، فشارهای روانی، محروم از حقوق انسانی مانند تحصیل، سفر، کار، آموزش، انتخاب همسرو … گریبان گیرشان است. در بسیاری از حالات زنان از سرناتوانی در مقابله با مشکلات مجبور به خودسوزی و خودکشی می گردند و یا از خانه فرار می کنند که بازهم این خود جرم دیگری تلقی گردیده زنان زندانی می شوند و یا هم در محاکمه های صحرای بدون هیچ گونه تحقیق و پی گیری حقیقت به فجیع ترین وضع ممکن(سنگ سار) به قتل می رسند.
ازطرف دیگر حملات انتحاری و بمب گذاری همه روزه ای طالبان بیشترین قربانی را درمیان زنان و کودکان تشکیل می دهد.

خود سوزی

کمیسیون مستقل حقوق بشربا رد کاهش یافتن پدیده خشونت علیه زنان اعلام کرده که تا اکتبر ۲۰۱۲ ۴۰۰۰ پرونده خشونت علیه زنان را به ثبت رسانده که درمقایسه با سال گذشته درمدت زمان مشابه ۱۰۰۰ مورد بیشتر است. داکتر سیما سمر رییس کمیسیون مستقل حقوق بشر دریک مراسم اعطای جایزه درهند گفته بود: طی هفت ماه چهارهزار مورد ازخشونت های خانواده گی درافغانستان گزارش شده است. وی عمده ترین عوامل این خشونت هارا مرد سالاری وفقدان آموزش درجامعه افغانستان می داند.
این ها همه بیانگراین است که دولت افغانستان وشرکای بین المللی اش درپی سقوط طالبان که آوردن بهبود دروضعیت زنده گی زنان افغانستان را وعده داده بودند در این زمینه موفق نبوده و با وجود هزینه های سرسام آورچه ازجانب دولت افغانستان ویا شرکای بین المللی اش و چه ازسوی موسسات ونهاد های که همواره شعار داده وبا راه اندازی برنامه های کذایی ودادن شعارهای دهن پرکن وتدویر ورکشاب ها، سمینارها، نشستها وجلسات عریض وطویل که به مصرف رسانیده است، تاثیری زیادی روی نهادینه کردن حقوق بشر و حقوق زنان نداشته.
البته اصلاح قوانین، ساختن پروسیجرها ومیکانیزم های که توانست فرصت های را بیافریند تا زنان بتوانند با استفاده ازآن ها درفعالیت های مختلف مربوط به زنده گی وحیات ملی ما سهم بگیرند وجمعی اززنان با تکیه براستعداد ودانش وکاردانی خود جایگاه های اجتماعی را ازآن خود کنند ودختران وزنان به بسترمعارف وتحصیلات عالی رو بیاورند و درادارات دولتی جذب شوند وبه مقاماتی هم راه یابند.
اما این موارد چیزهای نبود که هدف دولت افغانستان وجامعه بین المللی را تشکیل میداد. دولت افغانستان می خواست که با پیشکش کردن قوانین والگوی های جدید برتمامی آن رنج ها وآلامی نقطه پایان بگذارد که زنان افغانستان را درطول تاریخ حیات ملی ما وبه ویژه دردوره طالبان درزیر چرخ های خود مچاله کرده بود. دولت افغانستان می خواست تا تمام افکارواندیشه های زن ستیزانه را به یکباره گی ازمغزودماغ شهروندان کشورکامل بزداید وتمام مناسبات اجتماعی را به نفع زنان که محروم ترین قشراجتماع وبیچاره ترین طبقه اجتماعی را تشکیل میدهند تغییرداده وبا تحکیم پایه های عدالت اجتماعی زمینه آسایش وآرامش روحی وجسمی را برای همه شهروندان وبه ویژه زنان فراهم سازد.
بنا باید همه آنچه را که درگذشته دردست اجرا داشتیم لازمست که به بوته نقد بگذاریم وهمه کردار های مان را ارزیابی مجدد کنیم تا نواقص کارما برملا شود وکمبودی های که دراجرات ویا برنامه های ما موجود بوده است آشکارگردد. چنانچه نقاط قوت هم برای ما هویدا گردیده والبته که باید آن هارا بیش ازگذشته مورد تاکید قرار داده وبرآن ها بیشترازپیش سرمایه گذاری کنیم.
چیزی که جای بحث وگفتن ندارد باید ازبرخورد شعاری وشعارهای دهن پرکن که گاهی ازسوی برخی حلقات برای به دست آوردن کفیل وبرای پرکردن جیب سرداده می شد باید بعدازین وازهمین امروز جدا اجتناب نمود ومتناسب با باورهای اعتقادی وارزش های ملی وداشته های فرهنگی مان برای معضل موجودیت خشونت علیه زنان راه حل بیابیم.
دراین راستا به یک نهضت ملی ورستاخیزمردمی نیازاست که درآن همه وهمه اعضای ملت افغانستان به خصوص ازما بهتران ودانایان امت، علما واندیشه ورزان، متنفذین وصاحبان رسوخ، رسانه ها وهمه نهاد های فرهنگ سازو درراس همه روحانیون وملا امامان وخطیبان ومتصدیان امورمذهبی مردم باید و…، نقشی را بردوش بگیرند.
پیش ازهمه باید مردم ما به این باوربرسند که اعمال خشونت علیه زنان وتلخ کردن زنده گی درکام زنان با آموزه های اسلام درتضاد است وباید دنبال راهکاری را باید برگزید تا مارا به اهداف مان نزدیک تر سازد وراه رسیدن به آن را برای ما کوتاه تر نماید. با درس آموزی ازگذشته ویادگیری ازتمام فرازوفرود های که در چند سال پسین داشتیم برنامه های عملی ترونتیجه بخش تری را طراحی واجرا کنیم.

Share Button

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *