آپارتاید آموزشی علیه مردم هزاره

داکتر مرجان عنابی
هزاره ها مردم آرام، صلح جو و در عین حال شجاع، زحمت کش و پرتلاشی هستند. اکثرا در مشاغل طاقت فرسا ولی کم در آمدی مشغول به کار اند. بیشترین کارهای تولیدی و سازندگی کشور به دوش این مردم می باشد، اما معمولا موقعیتی بیشتر از کارگر نداشته اند.

هزاره ها در افغانستان در مناطق دورافتاده ای درارتفاعات مرکزی زندگی می کنند که از طبیعت سرد، خشن و کم حاصلی برخوردار است. چهره آسیایی شان، اعتقادات شان به عنوان مسلمان شیعه مذهب و همینطور در اقلیت قرار داشتن شان در افغانستان دیرزمانی است که باعث شده مورد آماج وحمله قرار گیرند. حکومت های ستمگر در طول تاریخ از هیچ نوع جنایتی چون نسل کشی، برده داری، کوچ اجباری و غارت سرزمینهای مردم هزاره دریغ نکرده اند. به طور مثال: درقرن ۱۹ میلادی، زمان زمام داری عبدالرحمن یکی از سیاه ترین نقاط تاریخ افغانستان برای هزاره ها، بیشتر از ۶۰ درصد این مردم توسط وی نابود شدند.

حکومت محمد نادریکی دیگر از دورانهای تاریک در تاریخ افغانستان برای هزاره ها بود. وی که معروف به”نادر غدار” بود، حتی به خود انسانیت اعتقاد نداشت. در زمان محمد نادر تمام مخالفان زندانی، تبعید و کشته شدند و نسل کشی هزاره ها همچنان در راس برنامه هایش قرار داشت. حکومت دیگری که برنامه ای از بین بردن کامل هزاره ها را روی دست گرفت، طالبان بود. طالبان نه تنها مردم هزاره را به صورت فاجعه بار قتل عام کردند که حتی میراث های تاریخی چون بودا را نیزاز بین بردند.

مردم هزاره از بدو تولد با هزاران مانع روبه رو می شوند، به طور نمونه: با توجه به دوردست بودن وبی توجهی حاکمان زمان، در تمام مناطق هزاره نشین یک سرک قیر ریزی شده وجود ندارد. راه های مواصلاتی خاکی و مهم تر از آن نبود امنیت یک معضل بزرگ دیگر، باعث شده این مردم همچنان محروم باقی بمانند.

هیچ مکتبی برای آنها ساخته نشده و هیچ نوع امکانات تحصیلی برای کودکان شان وجود ندارد. آنها مجبور اند روی زمین که هیچ سقفی بالای سرش نیست بشینند، نه کتابی دارند و نه کتابچه و قلمی. اگر خیلی شانس داشته باشند یک معلم در یک منطقه حاضر می شود تدریس کند و کودکان برای رسیدن در آن منطقه باید فاصله های چند ساعته را در روز طی کنند. از آنجایکه هزاره ها فقیرترین مردم در افغانستان هستند و به شغل کشاورزی مصروف می باشند، کودکان از سن پایین به کار در سرزمین ها مصروف می شوند. این خود باعث می شود وقت سپری کردن ساعت ها در روز برای رفت و برگشت در مسیرهای طولانی را نداشته باشند. با تمام اینها این مردم تمام تلاش خود را برای فراگیری علم و دانش به کار بسته اند و با نشستن روی زمین بدون سقف بالای سرشان، بدون چوکی، تخته سیاه، کتابچه و قلم، با استفاده از یک کتاب کهنه که به سختی قابل خواندن است چندین کودک هزاره تلاش می کنند خواندن و نوشتن یاد بگیرند.
در کنار این مشکلات معضل دیگری مثل مسمومیت دختران مکاتب به صورت زنجیره ای باعث می شود بسیاری از خانواده ها مانع از ادامه تحصیل دختران خود شوند.

در نهایت وقتی کودکان و جوانان هزاره تمام این فاجعه ها را پشت سر گذاشتند و با تلاش شبانه روزی با ناچیز ترین امکانات به تحصیلات عالی رسیدند، باید از غول دیگری به اسم تبعیض نژادی و مذهبی در محیط اکادمی که به صورت سیستماتیک سر راه شان قرار میگیرد عبور کنند.

Share Button

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *