هشت مارچ نه گفتن به هرگونه تبعیض

بسی گل شریفی

هشت مارچ روز گرامیداشت و ارزش گذاشتن جهانی به مقام زن و روز برابراندیشی و گریز از هر نوع تبعیض جنسیتی است.
در تمام جهان زنان محوریت گفتگو ها بوده اند و بیشترین چیزی که در این روز مطرح می شود شعار دادن و گرفتن مراسم می باشد.
اما مساله ی اصلی این است که بعد از هشت مارچ چه اتفاقاتی می افتد؟ در وهله ی اول برای خود ما و بعد در جامعه. آیا این روز سمبولیک  آغاز حرکتی بنیادین در جامعه هست؟

بسی گل شریفی

بسی گل شریفی

غیر از تبریکات و بیانیه ها و مقالات و سخنرانی ها بهره ی زنان از این روز چیست؟
به راستی چرا نیاز به بودن روزی به نام روز زن هست؟ وقتی سخن از تبعیض به میان می آید مفهومی که مد نظر ماست چه می باشد؟
معنای لغت تبعیض در فرهنگ لغت معین چنین آمده است:” تقسیم و جدا کردن بعضی را از بعضی، بعضی را بر بعضی برتری دادن”.
بر این اساس ما وقتی می گوییم تبعیض در مورد زنان یعنی صحبت از برتری دادن مرد نسبت به زن بوده است.حال این برتری دادن ها می تواند در اشکال مختلف باشد، گاهی برتری دادن های مستقیم و گاه رفتارهایی که باعث ارجح دانستن می شود.از تبعیض در تربیت و خانواده گرفته تا تبعیض در آموزش، تبعیض در ازدواج و زندگی مشترک،تبعیض در حقوق اجتماعی ،تبعیض در مشارکت های سیاسی…
شاید بشود گفت زنان مخصوصا در جامعه های سنتی مانند افغانستان که زندگیشان همیشه در سیطره ی سنت و دین بوده از بدو تولد در تبعیض به سر می برند.از همان آغاز تا هنوز که هنوز هست در بسیاری مناطق از تولد فرزندان دختر دلشاد نمی شوند.سپس در تربیت، تربیت دختران در سخت گیری و باید و نباید های بسیار و تربیت پسران با آزادی های فردی و اجتماعی از طرف خانواده. حتی نوع پوشش، حجاب احباری بعد از نه سالگی و تکلیف دینی در سنی که دختران هیچ ذهنیتی از گناه و ثواب و خیر و نیکی به معنای مذهب و آیین ندارند و اجبار آنان به اندیشیدن به بهشت و جهنمی که ناگهان آنها را از دنیای کودکانه و شیرین کودکی به دنیای پر از محدودیت و مرزبندی بزرگانه می کشاند خود نگاهی تبعیض آمیز در مذهب کشورهایی مثل کشور ما هست.
در تحصیل شاید در بعضی مناطق کشور مخصوصا در بین هزاره ها پیشرفت حاصل شده است ولی هنوز هم بسیاری از دختران در اثر ازدواج های زودهنگام یا ممانعت های اجتماعی و سنتی قادر به ادامه ی تحصیل نیستند و در نتیجه با پایین بودن تحصیلات مشارکت اجتماعی و سیاسی هم عملا کمرنگ می شود و حتی قشر تحصیلکرده نیز گاهی با وارد شدن  به زندگی متاهلی مجبور به خانه نشینی می گردند.
گاهی ازدواج های زودهنگام و فشارهای خانواده ی همسرو دیگر رسوم سختگیرانه در بعضی مناطق،  نوعی به اسیری بردن زن را در ذهن ما متبادر می کند. نداشتن حق انتخاب همسر، ازدواج های اجباری و حتی تعیین گله های آنچنانی که گاهی باعث می شود در حالتی معامله وار بخاطر تعیین گله ی زیاد بر عیب پسر چشم پوشی شود.
تبعیض در فرهنگی که زن زندانی و اسیر همیشگی خوب و بدها و باید نبایدهای بسیار و یک طرفه ای است که تنها بر او تحمیل می شود.
البته شاید در دهه ی اخیر به دلیل ورود نیروهای خارجی و نیز توجه خاص به مقوله ی زنان از طرف نهادهای حقوق بشری خارج از افغانستان باعث شده باشد که موجی از دفاع از حقوق زنان در افغانستان ایجاد شود اما این موج اولا مورد سوء استفاده توسط کسانی که این را راه مناسبی برای رسیدن به نام و دلار می دانسته اند قرار گرفته و از سوی دیگر شامل همه ی اقشار و همه ی شهرها نمی شده است. نمونه های آزارهای جسمی که امسال ما شاهد آن بوده ایم شاهد همین ماجراست که علیرغم شعارها دفاع از حقوق زنان در کشور ما محدود به وارد کردن تعدادی وکیل و وزیر و یا مناصب حکومتی بوده و روی زنانی که در مناطق خارج از دسترس پایتخت هستند تمرکز چندانی نیست مگر حرکت های فردی و تک تک.
سال گذشته ماجرای شکیلا خود بیان کننده ی این بود که وقتی سخن از رابطه و قدرت هست همین مدعیان خود پیش از همه قانون را نقض می کنند و چشم خود را بر بی عدالتی ها می بندند.
مقوله ی مشارکت های اجتماعی و یا فعالیت های زنان در بسیاری مواقع نوعی استفاده ی ابزاری هست. البته این خود می تواند برای زنان هوشیاری که قدرت درک شرایط را دارند فرصت مغتنمی باشد تا با درایت از این فرصت طلبی دیگران برای خود و زنان فرصت ایجاد کنند. همانگونه که ما در بین زنان هزاره نمونه هایی داریم که زنانی با نشان دادن قابلیت هایشان راه انکاری بر مردان نگذاشته اند تا مانع پیشرفتشان بشوند.
در اینجا نکته ای به ذهن می رسد و آن اینکه گاهی این مردان نیستند که تبعیض را وارد می کنند بر قشر زن بلکه این خود زنان هستند که نه تنها زمینه ی تبعیض را فراهم که خود عامل اجرایی آن می شوند.
اگر ما می گوییم جامعه ی مردسالار حضور ما را بعنوان انسانی مساوی به رسمیت نمی شناسد و از مردان گله می کنیم پس نام فشارهایی که زنان بر زنان می آورند را چه می شود گذاشت؟
وجود و باور اینکه زن موجودی تحت امر و تابع هست از سوی زنان و در کنار آن ارثیه ای بودن سنت برتری دادن به جنس مذکر و یا داشتن عقده های خود زنان از تبعیض و فرونشاندن این عقده ها توسط آزار زنان دیگری که ضعیف تر از خودشان هستند.

بعنوان مثال بدگویی مدام از دختران و زنانی که راهی غیر از آنچه اینان می پسندند انتخاب کرده اند و یا سنگ اندازی در راه پیشرفتشان و یا  آزار دادن و محدود کردن زن در مقام خانواده ی شوهر، از این نمونه ی فشارها هست که نتیجه ی همان تفکراتی است که بر شمرده شد.

پذیرفتن و باور اینکه وجود همه ی ما زنان سرشار از نیروهای خوب و ارزشمندی است که می تواند منشا حرکت های بنیادین قرار بگیرد بدون آنکه این نیروها به صرف توانایی و موقعیت خاصی از دیگری برتر ی داشته باشند و نیز بازشناسی وجود انسانی زن به خود زن در این مورد می تواند خیلی مهم باشد و اینکه بپذیریم نقش ما در اولین قدم بعنوان مادر بسیار تعیین کننده هست. تفاوت قائل نشدن و تربیت و احترام و ایجاد زمینه ی مساوی برای دختران و پسران خودمان نه تنها در خانواده باعث رفع تبعیض می شود که خود نسلی آگاه در این زمینه به وجود می آورد.

وقتی سخن از تفاوت گذاشتن می شود در مقابل آن همیشه جریانی به وجود می آید که مخالف است و حق طلب.این حق طلبی در مورد زنان شاید در جوامع مختلف صورت های گوناگون داشته باشد.زیرا در جوامع مختلف نوع تبعیض ها و شدت  آن فرق می کند.در کشورهایی مانند افغانستان که زنان در بین چنگال های سنت و دین هم زمان گرفتار هستند محدودیت ها و تبعیض ها صورتی شدیدتر و نمایان تر می گیرد ولی در مقابل جریان مخالفت با آن  به آن شدت نبوده است.جریان هایی همیشه در حال فعالیت بوده اند ولی هیچ گاه کفه های ترازو متعادل نبوده اند.از سویی این جریانات گاهی با افراط گرایی خود ضربه می زنند. جریان فیمینیستی افراطی  زن را موجود برتری دانسته و مردان را موجوداتی می دانند که باید برای تمام تاریخی که مورد ظلم قرار داده اند مجازات شوند و آنها را به عقب راند ، نوعی تنفر و مردگریزی و اعتراض مدام در مقابل همه ی مسائل را در بر دارد. البته اینها دقیقا در مقابل افراط همان گروه هایی هستند که در تفکرات متحجرانه شان زن را ازتمام حقوقش محروم ساخته است و افکارشان مبتنی برتفکر بسته وجامد و ریشه درجاهلیت دارد . هیچ حقی برای زنان قایل نیست ، اورا ازحق انتخاب ، ازحق کاندید شدن ، وحتی ازانتخاب همسرمحروم ساخته است .

در این میان کسانی هم هستند که یکی به میخ و یکی به نعل می کوبند.اینان در فضای اجتماعی برای ایجاد وجهه ی مثبت خود مدافعین دو آتشه ی حقوق زنان هستند ولی در عمل و در محدوده ی فامیل خود همان تفکرات متعصبانه را اجرا می کنند.کسانی که روشنفکریشان فقط تا دم در خانه های خودشان همراهشان هست و آن را در پس در گذاشته به خانه می روند.
سخن به درازا شد زیرا که صحبت در این مقوله نه تنها یک مقاله و یک نوشته و یا سایت و یا یک روز که کل روزهای سال را می طلبد.اینکه در تمام روزهای سال بر روی این مسائل گفتمان با عمل شود نه فقط حرف و شعار های پشت میکروفون.

مطمئنا یک جامعه ی معتدل و منصف در سایه ی زنان و مردان عادل و منصف و آگاه شکل می گیرد و این خود در اولین قدم نگاهی نو به جامعه ی انسانی را می طلبد نگاهی برخاسته از عدالت و منطق مساوی نگری در سایه ی تفاوت های توانایی و حتی جسمی و جنسیتی و مهمترین و نخستین راهکار، توجه بیشتر و بیشتر به آموزش می باشد. آموزش و آگاهی اصلی ترین مانع برای گسترش نگاه های تحقیر آمیز و تبعیض آمیز هست حالا در هر زمینه ای که باشد.
ممکن است در اولین نگاه هشت مارچ متعلق به زنان باشد اما در نگاهی کلی تر این روز روز فریاد علیه هر تبعیض و نا برابری هست.علیه تبعیض و تفاوت گذاشتن بین انسان ها به هر دلیلی و بر هر اساسی، چه رنگ، چه نژاد، چه دین و چه جنسیت..

هشت مارچ سمبل برابری خواهی انسان هایی است که از تبعیض ها گرایزانند و ابتدا در خود نگاه غیر مساوی  به انسان های دیگر را می کُشند و در قدم بعدی به دیگران یاداوری می کنند که انسان ها در ذات انسانی خود مشترک و برابر هستند.

شاید برای همین این روز برای ما اهمیت بیشتری دارد چون ما زنان هزاره نه تنها در مورد زن بودنمان همواره آزار و محدود شده ایم که نژادمان خود دلیل دیگری برای آزارمان بوده است.
هشت مارچ امسال، ما نه تنها از حقوق زنان صحبت می کنیم بلکه از حقوق انسان هایی هم صحبت می کنیم که بارها و بارها در طول تاریخ موجودیت شان مورد ظلم و تبعیض قرار گرفته است.بارها تحت شدیدترین نسل کشی ها بودند و این ماههای اخیر از بارزترین نمونه های نسل کشی علیه شان بوده است. که زنان و کودکانشان از مهمترین قربانیان حمله ها بوده اند.
امروز ضمن گرامیداشت و تجلیل از هر گونه حق طلبی و برابری خواهی، روز زن را به همه ی زنان جهان مخصوصا زنان هزاره تبریک می گوییم و امیدواریم که زنان ما هم راستا با مردان نه تنها در مقوله ی حقوق زن که در مورد حقوق مردمشان هم قدم های موثری را بردارند چنان که بارها و بارها ثابت کرده اند تا چه اندازه می توانند در این زمینه توانایی داشته باشند.

Share Button

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *