دو خواهر دو افتخار

بسی گل شریفی

در یکسال اخیر مخصوصا در ماههای ژانویه و فوریه اسم کویته بارها و بارها در مر کزیت خبر هزاره ها بوده است.شهری که در آن مردم ما همچنان در حال قربانی دادن برای نسل کشی و تعصبات قومی و مذهبی هستند.
اما در همین شهر زنانی هستند که فارغ از مشکلات سعی کرده اند چهره ای متفاوت از زنان هزاره نشان بدهند. یکی از این نمونه ها دو خواهر ورزشکاراست.varzesh1
زهرا و فاطمه از دخترانی هستند که ساکن هزاره تاون هستند که عضو تیم ملی ووشوی پاکستان می باشند.
این دو خواهر با غلبه بر همه ی مسائل و حتی خطرات توانسته اند به موفقیت های بسیاری دست پیدا کنند.امروز  به باشگاهی که در آن به تمرین می پردازند رفتم.باشگاهی که در یک زیر زمینی نمور و نیمه تاریک قرار داشت.شاید کمتر کسی می تواند فکر کند که این دختران از همین نوع باشگاه ها توانسته اند اینقدر موفق ظاهر شوند و مطمئنا این جز در سایه ی تلاش بسیار میسر نمی شده است.نوشته ای که در زیر می خوانید حاصل گفت و گوی من با این دو دختر موفق هزاره هست.

س: با سلام خدمت شما دو عزیز، لطفا خودتان و و رشته های رزمی که در آن فعال بوده اید معرفی کنید.

زهرا: من زهرا اخلاقی هستم.۲۳ ساله، از ده سالگی در ایران وارد رشته ی ژیمناستیک شدم و سپس در رشته های کنگ فو، تکواندو و ووشو مشغول شدم.و هم اکنون در رشته ی هنرهای رزمی فعالیت می کنم.
فاطمه:من فاطمه اخلاقی ۱۸ساله هستم از سیزده سالگی وارد ژیمناستیک شدم و در ادامه به ووشو مشغول شدم.هم اکنون در رشته ی هنرهای رزمی فعالیت می کنم.

س:چرا وارد این زمینه ی کاری شدید؟

زهرا: برای اینکه بارها پیش می آمد که در کودکی شنیده بودم دختران ضعیف تر از پسران هستند این برایم انگیزه ی اولیه برای ورود بود و در ادامه برای اینکه نام مردم و مخصوصا زنان هزاره را به همه معرفی کنم.چون ما با آنکه در تیم ملی پاکستان هستیم ولی بعنوان دختران هزاره یاد می شویم و این باعث افتخاری برای زنان هزاره می شود.
فاطمه:باید بگویم خود آموزش دفاعی برای زنان نیاز هست.من بعنوان مربی همیشه سعی می کنم که به دختران آموزش بدهم که در این زمینه اعتماد به نفس داشته باشند.

س: درجه و موفقیت هایی که به دست آورده اید را بگویید.

زهرا: من دارای کمربند مشکی هستم که چهار سال هست بعنوان استاد کار می کنم و عضو تیم ملی وبده(برق) و تیم ملی ووشوی زنان پاکستان هستم.
تا به حال: سه مدال طلای ژیمناستیک و تکواندو در استان تهران.
پنج مدال طلا در مسابقات کشوری زنان پاکستان
دو مدال طلا و یک نقره در مسابقات ورزشی بلوچستان
دو مدال طلا درمسابقات انتخابی تیم ملی را گرفته ام.

7فاطمه: من دارای کمربند مشکی هستم که یکسال هست به درجه ی استادی رسیدم.عضو تیم وبده(برق) و تیم ملی ووشوی زنان پاکستان هستم.
تا به حال: یک طلای نونهالان ژیمناستیک در استان تهران
پنج مدال طلا در مسابقات کشوری زنان پاکستان
یک مدال طلا در مسابقات ورزشی بلوچستان
دو مدال طلا در مسابقات انتخابی تیم ملی را گرفته ام

س:شما که در انتخابی تیم ملی طلا گرفته اید و عضو تیم ملی هستید چرا تا بحال در مسابقات بین المللی شرکت نکره اید ؟

زهرا:به دلیل اینکه بار اول با همه ی تلاشی که مسئولین تیم ملی کردند پاسپورت و ویزای ما دیر صادر شد و رفته نتوانستیم و به زودی در چند ماه آینده در مسابقات آسیای جنوبی که قرار است در هند برگزار شود می رویم که سه ماه در اردوهای آمادگی بودیم و امیدوارم بتوانیم در آنجا هم خوب بدرخشیم و باعث افتخار ملت خود باشیم.

س: در مسیر کار کردنتان در این رشته آیا موانعی بوده است و برخورد و واکنش مردم با شما چگونه است؟

زهرا: در کویته من و خواهرم اولین دخترانی بودیم از هزاره ها که وارد ورزش شدیم.چون قبل از آن در ایران فعالیت داشتیم و بعد از آمدن به اینجا هم ادامه دادیم. این باعث شده که گاهی مردم با رفتارها و قضاوت های نادرست خود ما را آزار بدهند.البته روشنفکرانشان خوب هستند و تشویق می کنند و دوست دارند دخترانشان را وارد این رشته کنند.ولی خیلی از مردم بسیاری مواقع مانع حضور دخترانشان در باشگاه ها می شوند و گاهی آنقدر فشارهای از این دست زیاد می شد که خود من شخصا دو سال از ورزش دوری کردم ولی با تشویق پدرم و دوستانم دوباره برگشتم و ایستادگی کردم تا به الان.

5
فاطمه:راستش را بخواهی کار کردن بین مردمی که حضور زنان را حتی در کوچه ها عیب می دانند آنهم در زمینه ی ورزش و آنهم در سطح تیم ملی و کشوری، بین مردمی غیر هزاره، کار خیلی سختی هست و مطمئنا با کارشکنی روبرو می شویم ولی ما همیشه خود را آماده ی هر گونه مشکلات و موانع کرده ایم.

س:آیا تا بحال با تهدیداتی روبرو بوده اید؟
زهرا:تهدیدات نسبت به ورزش دختران در طی سال های خاصی بله بوده است.و به خود من اس ام اس های تهدید آمیز فرستاده اند از طرف افراد ناشناس که به ورزش ادامه ندهیم. ولی ما کوچکترین اهمیتی به این موارد نمی دهیم.

س:مشوق های اصلی شما چه کسانی بوده اند؟

فاطمه:پدرم مشوق اصلی ما بوده. با آنکه روحانی هست و بارها از طرف مردم کوتاه فکر تحت فشار قرار گرفته که دخترانش را محدود کند ولی همیشه به ما توصیه می کند که با حفظ احترام به قوانین اجتماعی راه خودمان را برویم و آن چیزی که فکر می کنیم باعث رشد مان و رشد مردممان می شود بدون توجه به حرف های دیگران انجام بدهیم.

س:در این شرایط پر خطر کویته و هزاره تاون نمی ترسید؟آیا همچنان به ورزش ادامه می دهید؟
فاطمه: من می ترسم ولی مهم تر از ترسم هدفم هست.بله هروقت که از خانه به سمت باشگاه می روم از تارگت می ترسم ولی فکر می کنم آن زندگی که در آن هدفم را دنبال نکنم و گوشه ی خانه بنشینم را نمی خواهم و برایم ارزشی ندارد.
زهرا:ما این روزها باشگاه می رویم مثل همیشه و شاید گاهی اوقات حتی شک داشته باشیم بر می گردیم یا نه؟
در اینجا نه تنها ما که همه را هیچ تضمینی برای آینده نیست. مگر کسانی که به خرید میوه و سبزی رفتند می دانستند که می میرند؟اینجا هر لحظه خطر هست چه خانه باشیم و چه بیرون و باشگاه.البته اینجا خطرناک تر هست ولی باید ادامه داد تا ثابت کنیم واقعا قوی هستیم.

س: برخورد بقیه ی مردم پاکستان در اردوهای تیم ملی چگونه است و آیا هزاره بودن شما باعث شده است مورد تبعیض قرار بگیرید؟

زهرا: نه هیچگاه به خاطر هزاره بودن در این مورد اذیت نشدیم.گرچه گاهی زندگی در اینجا باعث شده است که بسیاری مسابقات را بخاطر نبودن امنیت در اینجا یا در بین راه از دست بدهیم ولی در اردوهای تیم وبده یا تیم ملی بسیار با احترام با ما برخورد می کنند.چون از نظر آنها اینکه ما با این امکانات بسیار کم و از این منطقه ی دور افتاده و محروم تا این سطح پیشرفت کرده ایم برایشان قابل احترام هست و حتی باعث تعجب و سوال هست برایشان.
فاطمه:این را هم من به حرفهای خواهرم اضافه کنم که یکی از دلایل احترامشان این هست که ما در سطح بالایی هستیم نسبت به خیلی ار آنها و نیز دختران هزاره در بین تیم های ورزشی به خوش رفتاری معروف هستند.

س: پس دختران هزاره ی دیگری هم در کنار شما کار می کنند؟

زهرا: در تیم ملی فقط ما دو نفر هستیم ولی در تیم های برق و ارتش از دختران هزاره تعدادی عضو هستن که خیلی اوقات در مسابقات مدال می گیرند.

س: در انتها اگر حرف خاصی یا پیام خاصی برای مردم و زنان هزاره چه در اینجا و چه در کشورهای دیگر دارید بگویید.

زهرا: پیامم این هست که اگر هدفی در زندگی دارند برای رسیدن به هدفشان تلاش کنند و از چیزی نترسند و مشکلات و موانع را بدون ترس یکی یکی از راه بردارند.چون زندگی همیشه مشکلات خودش را دارد و انسان باید قوی باشد چرا که هر چه بیشتر ضعیف باشیم باعث می شود بیشتر مورد ظلم و تبعیض قرار بگیریم.
فاطمه: من می خواهم به مردم خودمان بگویم که بگذارند زنان در جامعه فعالیت کنند و برایشان با موانع مذهب و سنت مشکل نسازند.زنان را از مردان کمتر فکر نکنید و من خودم شخصا می خواهم ثابت کنم که یک زن می تواند نه تنها پا به پای مردان بلکه حتی بهتر از آنان هم عمل کند.و برای همه ی زنان هزاره و شما موفقیت و سلامت و امنیت را آرزومندم.

با تشکر از شما دو عزیز که باعث افتخار ما هستید و  آرزوی موفقیت بیشتر شما را دارم.

Share Button

4 Responses to دو خواهر دو افتخار

  1. we are proud of you because of you guys other girls also have found their interest in this fields

  2. wow i like it very much and i am proud of u two

  3. باید به این دو خواهر افتخار کرد!
    من خودم ووشو کارم اگر اطلاعاتی از ووشو خواستید من در خدمت هستم این آدرس ایمیل منه!
    m_j_110@yahoo.com

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *